متن ادبی میلاد حضرت امیرالمؤمنین علی (ع)

یکسری متن زیبا جهت استفاده در مراسم برای مجری که به نظرم قشنگ و گیرا هست برای استفاده در وبلاگ قرار داده می‌شود.
           --------------------------------------------------------------------------------
ساقه‏های نیلوفری از پایه‏های عرش بالا رفته و سریر ولایت را به عطر وجودی خود آراسته‏اند، تا او بیاید و بر تکیه‏گاه پوشیده از رازقی آن تکیه زند. درون کعبه چه غوغایی است.
امشب در آسمان غوغاست و فرشتگان بین زمین و آسمان در رفت و آمد و فضا، آغشته به عطر بهشتی ، گلهای سرخ محمدی.
امشب زمین به آسمان چسبیده ، یکی شده ، همه جا غرق نور و صفاست و مرکز نورازعرش به کعبه آمده و این خانه مرکز ارتعاش نور الهی شده و ملائک نیز به دور کعبه در حال طواف.

امروز! ملائک، بال در بالْ گستره آسمان ها را پوشانیده اند و جبرائیل و میکائیل و اسرافیل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسایند! طنین نام او هلهله شادی ملائک است. جام های افلاکیِ عاشقان به سوی او می آیند.
و گیسوان سیاه شبْ به یُمن وجود او گل خنده های نقره ای را در میان آبشار آسمانی اش تقسیم می کند؛ چرا که امشب علی علیه السلام می آید!...

امروز، وقتی خورشید، سر از بالین کوه‏ها بردارد و طلوع کند، همتای خود را در زمین خواهد یافت؛ مولای نخلستان‏های سکوت و چاه، مولای شبگرد کوچه‏های کوفه را که بار امانت بر دوش، خلافت خدا را بر زمین مجسم خواهد کرد......
علی جان، پنجره دلم را به روی صحن وجود آسمانی‏ات می‏گشایم و خویش را اسیر کمند شوق‏آفرین عشقت می‏کنم، ای هم‏زبانِ بهترین دقایق حیات، با تو سخن آغاز می‏کنم که پیاله حیاتم را، ساقی بزم شورانگیز خیال تو لبریز ساخته و خاکستر وجودم را آتش عشق تو بر باد داده است.
کعبه، در هلهله فرشتگان، برای میلاد عشق لحظه شماری می کرد؛ میلاد علی مظهر تمام عشق و صفا و تفسیر بلند عدالت و شجاعت.
مولا! ولادت تو، آفتابی ترین روز تاریخ بود که روشنایی روز را خجل کرد. حجرالاسود، بر دستهای تو بوسه زد و مسجد الحرام، تو را درآغوش گرفت......

/ 0 نظر / 25 بازدید